من وخودم

یه هفته پیش رفته بودیم کرج بعد رفته بودیم شهریار با خالم و پسر خالم و مامانم توی ویلامون یه چند تا عکس هم تو استخر گرفتیملبخند

اینم عکس یه قواص حرفه اینیشخند

تو استخر با مهدیار مسابقه گذاشتیم که هر کی زودتر به توپ برسه برندس . دفعه ی اول توپ افتاد کنار دیوار و من یکم معطل کردم مهدیار برنده شدتشویق

دفعه ی دوم نه من یادم بود مهدیار شنا بلد نیست نه خودش و توپ افتاد وسط عمیق مهدیارم جوگیر شد پرید وسط عمیق که یهو یادش اومد شنا بلد نیستنگران شروع کرد به دستو پا زدن . ولی شانس اورد که یه شناگر حرفه ای نجاتش دادنیشخند

وای خسته شدم انقدر فک زدمخنده فعلابای بای

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢| ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت