من وخودم

سلام به همه ی گل باقالی های خودمنیشخند

از اپلود دیر وقتم عذر میخوام (ولــــــــــــــی قول میدم تابستون امسال جبران کنم)

ببخشید ولی مجبورم بگم که مطلب اسفندم رو الان میزارمگریهخجالت

اینم منو مهدیار جونم و پاشاییقلب

ومنو پاشا ی اجیماچ

خوب حالا همه با هم:

تولد

    تولد

         تولدم مبارک

                        مبارک

                                 مبارک

                       تولدم مبارک

                   دلقک

                   زبان

              گاوچران

          هورا

تا دیداری دوباره بدرووووووووووووووووووووودبای بای

نوشته شده در جمعه ۳ امرداد ،۱۳٩۳| ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

سلام به همه دوستان...

از این که خیلی وقته آپ نمیکنم معذرت میخوامخجالت

حالا برای این که از دلتون در بیارم،از پینت بال رفتنمون چند تا عکس براتون میزارم...!

این هم یک عراقی که منو اسیر کردهقهقهه

و در اخر یک عکس از منو مامانم یهویی زبان

خیلی ممنون که به وبم سر میزنید...

تا بعد...بای بای

نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳٩۳| ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

سلام

اومدم اومدم با یه عالم خبر جدید اومدمنیشخند

اول از همه به دنیا اومدن پاشا جون خودمماچ

یه چند تا عکس از نفس اجیقلب

اینم یه چند تا عکس گروهی

و اینم اخرین عکس عشق اجــــــــــــــــــــی

عاشقتونم با نظرات و لایکاتون شگفت زدم کنــــــــــــیدچشمک

فعلابای بای

نوشته شده در شنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳٩۳| ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

بیمارستانقهقهه

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی از روانپزشک پرسیدم شما چطور می فهمید که یک فرد نیاز به بستری شدن دارد؟؟؟

-ما وان حمام را پر از اب می کنیم و یک قاشق،فنجان و سطل به بیمار میدهیم واز او می خواهیم که وان را خالی کند.

-اها اما این که معلوم است . انسان سالم باید سطل را بردارد.

-نه انسان سالم درپوش زیر وان را بر میدارد-شما می خواهید تختتان کنار پنجره باشد؟؟؟

 

 

شلهخنده

مشترک گرامی با ارسال کلمه (شله)به 8989از برنامه شام هیت های عزادار با خبر شوید.هیچکس گرسنه نیست !همراه مشهد:)

 

 

هر کی تونست 3بار بگه:

چه ژست زشتی

 

 

یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد اگه وسط روز میومد روزی 2یا3 اختراع تو کارنامم داشتمخنده

فعلا بایبای بایتا هایچشمک

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳٩٢| ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

سلام دوستان گلمقلب

شروع ماه ربیع الاول رو به همه ی دوستان وبلاگی تبریک میگم هورا

توی این تعطیلات ما هم فرصت رو از دست ندادیم و اومدیم کرج(البته اضافه کنم که یازدهم من خودم به خودم تعطیلی دادمنیشخند)

اونجا بر خلاف مشهد خیلی هوا خوب اما برفی بود و من و مهدیار حسابی ذوق مرگ شدیم و هرطوری که بود رفتیم برف بازیعینک

اینم یه چند تا عکسلبخند

این بدن یک ادم برفی بود که در اثر سقوط نابود شدخنده

و در اخر این اثر هنری به دست منو مهدیار ساخته شدقهقهه

به امید این که وقت داشته باشم و امتحانای نوبت اولم زود تموم شه تا بتونم بیام و اپ کنمخنده

فعلابای بای

نوشته شده در جمعه ۱۳ دی ،۱۳٩٢| ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

سلام دوستای خوب خودم.

چند وقتی بود فرصت نمی شد اپ کنم .

حالا یه چند تا عکس براتون میزارملبخند

اینم منو مهدیاریو باباش و اقایون بزهانیشخند

و اینم منم در حال درخت نوردینیشخند

اینجام مقبره ی فردوسیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

اینجام زندان هارونیه اس

اینجام حیاط خونه ی خاله گلیــــــــــــــــمهلبخند

خیلی دوستون دارم بچه هــــــــــــــــــــــا فعلابای بای

نوشته شده در جمعه ٢٩ آذر ،۱۳٩٢| ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

خخخخخخخنده

چرا و چطوری؟؟؟؟خنده

قهقهه

یه زمانی حموم نمیرفت حالا ببین چی شدهخنده

بده منم ببینم خنده

خخخخخخنده

کی منو بوس کرده؟؟؟خنده

به این میگن نوشابه ی مجلسیخنده

خسته شدم بچه ها. فعلابای بای

نوشته شده در یکشنبه ۱٢ آبان ،۱۳٩٢| ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()

امروز صبح داشتم میرفتم مدرسه فلفل اومده بود سرشو کرده بود توی تنگ ماهیا که دیدمش و مچشو گرفتم بهش میگم بیا دونات بخور بدو بدو از روی اپن اومده که بهش دونات بدم . یه تیکه کندم جلوش گذاشتم گفتم شاید نخوره. اول یکم بو کرد بعد دونات رو خورد . دیگه شروع کرد به میومیو کردن که بهش دونات بدم دیرمم شده بود داشتم به اقا صبحانه میدادم میل کنهخنده

اخه میخوام بدونم کدوم گربه دونات میخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ظهر از مدرسه اومدم  فلفل هی میومیو میکرد درو باز کردم یکم بره بیرون. رفت 1 دقیقه نشده با چه عجله ای اومد توی خونه بماند که به درو مبلو یخچالم خوردخنده و رفت زیر گاز قایم شد. رفتیم نگاه کردیم دیدیم یه گربه دنبالش کرده از ترس اومده زیر گاز قایم شدهخنده

تازه تا نیم مین دیگه هم نیومد بیرون. اینم گربس اخه گربه های قدیمو میدیدی (البته شما اون زمانا هنوز به دنیا نیومده بودینخنده) مثل شیر میموندن)

خوب مطمئنم انقدر خندیدین که دهنتون درد گرفته(البته اگه مثل بعضیا ادم قدی نباشین) پس فعلابای بایبای بای

نوشته شده در شنبه ٤ آبان ،۱۳٩٢| ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ| توسط سیده زهرا محمدی| نظرات ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت